آخرین مطالب پيوندها
نويسندگان
|
خوش یهتی
خوش یهتی سکده
سه شنبه 31 مهر 1391برچسب:, :: 23:12 :: نويسنده : EH3@N
روزی مرد کوری روی پلههای ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود روی تابلو خوانده میشد: من کور هستم لطفا کمک کنید . روزنامه نگارخلاقی از کنار او میگذشت نگاهی به او انداخت فقط چند سکه د ر داخل کلاه بود.او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد تابلوی او را برداشت ان را برگرداند و اعلان دیگری روی ان نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و... نظرات شما عزیزان:
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
![]() |